عزاداری در ماه محرم در روستای قمرالی

نفر دوم از سمت راست  مرحوم عزیز بهرامی(روحش شاد و یادش گرامی)

یاد باد آن روزگاران یاد باد...........

گروه کوهنوردی کارمندان روستای قمرالی

گروه کوهنوردی کارمندان روستای قمرالی

صرفا جهت اطلاع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گروه کوهنوردی

رقص سنتی زاگرس نشینان

عکسهایی جدید از طبیعت روستای قمرالی

روستای قمرالی مرکز دهستان چله از توابع دومین شهر مقاوم کشور گیلانغرب

معرفی اعضائ شورای اسلامی و فعالیتهای انجام شده در روستا

کیومرث سعیدی نسب رییس شورای سابق روستا

فریاد مینایی شورای اسلامی سابق روستا

 

یک نمونه ازفعالیتهای شورای اسلامی سابق روستا در پیاده کردن طرح هادی

عزاداری در ماه محرم در روستای قمرالی

روستای قمرالی  مرکز دهستان چله از توابع شهرستان گیلانغرب می باشد.این روستا در نزدیک مرز ایران و عراق در همسایگی شهرستانهای قصر شیرین و سرپل ذهاب قرار دارد.در این روستا همه ساله مراسم های معنوی زیادی برگزار می گردد.که یکی از بارزترین و پرشورترین آنها عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (ع)می باشد.در ماه محرم تمام کسانی که به شهرهای مختلف از جمله تهران کوچ کرده اند نیز به روستا آمده و به عزادری سنتی همراه دیگر مردم روستا می پردازند.یکی از جنبه های معنوی این مراسم در  روز عاشور نمایان می گردد زیرا از تمام روستاههای اطراف دسته های عزاداری به طرف روستای قمرالی و بر سر مزار شهدای به عزاداری می پردازند.

 

 

شرحی پیرامون امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار کرد

شرحی پیرامون امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار کرد 

بیجار یکی از شهرهای استان کردستان، مرکز شهرستان بیجار و از قدیمی ترین شهرهای ایران است، بیجار در گذشته مرکز ولایت گروس بوده است. این شهر با ارتفاع 1940 متر از سطح دریا بعد از شهرکرد دومین شهر بلند ایران به حساب می آید، شهر بیجار از لحاظ ارتفاع 770 متر از تهران و 4٢5 متر از سنندج بلندتر است. اهالی شهر بیجار به زبان کردی گروسی و کردی سورانی سخن می‌گویند.
طوایف ساکن در گروس نیز از همین کردها بوده اند که گله دار بوده، و به صورت چادرنشینی زندگی کرده اند تا اینکه به مرور در گروس ساکن می گردند. طوایف و ایل های مشهور در گروس عبارتند از: طایفه گروس و کبودوند گروس (بزرگترین و مهمترین طایفه ی ساکن در گروس)، طایفه ی شیخ اسماعیلی (شیخ اسماعیلی یکی از طوایف کٌرد بوده، که در شهرزور می زیسته اند و در زمان فتحعلی شاه قاجار (1211 – 1250 ه‍ .ق) به محال اسفند آباد آمده و در آنجا سکونت کرده اند. اعلی جد آنان شخصی به نام شیخ اسماعیل بود که از مشایخ بزرگ عصرخود بوده و پیروان زیادی داشته است)، طایفه کرانی (سومین طایفه ی بزرگ کٌرد در ولایت گروس)، طایفه بایندورترکام گروس (اصالتاً از ترکان ماورای قفقاز بوده اند)، طایفه ی خواجه وند (در دوران نادر شاه افشار این طایفه ی بزرگ از گروس و شمار زیادی از کرمانشاه و کردستان را به شمال ایران –تنکابن و کلاردشت- انتقال دادند)، طایفه افشار، طایفه امیرانی، طایفه چله میران (چل امیران) یا چهل امیرانی، خدادبیگی های حلوایی، یهودیان (کلیمیان)، طایفه ی مندمی،. طایفه ی امیر علایی ها و رضایی ها طایفه ی دراجی، طایفه ی بور که ای، طایفه وکیلی ها، طایف سادات گروس، طایفه ی اردلان (از طوایف بزرگ اردلان سنندج و سقز هستند) و ... .

امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار

آنچه که بدان اشاره شده مقدمه ای است بر معرفی یکی از شخصیت های برجسته کرد یعنی حسنعلی خان امیرنظام گروسی سیاستمدار٬ ادیب و خوشنویس دوره قاجار.
 امیر نظام ـ حسن علی خان گروسی در سال 1236 در شهر بیجار به دنیا آمد. وی از خاندانی کهن و از ایل کبودوند ساکن بیجار گروس بود. مادرش اصالتاً ارمنی و پدرش محمدصادق خان جزء رجال بزرگ دربار فتحعلی شاه بوده است. حسنعلی خان دوران کودکی و نوجوانی خود را در زمان فتحلی شاه (از بدو تولد تا 13 سالگی) و محمد شاه قاجار (از 13 تا 27 سالگی) گذرانده  است. وی پس از تحصیلات کافی در ادبیات عرب و نقد اشعار عربی و فارسی و ضبط تواریخ و انشای خط وارد خدمت نظام شد و سپس در رکاب محمدشاه در محاصره هرات و با حسام السلطنه در فتح هرات شرکت جست.
وی بعد از مصالحه فیمابین ایران و انگلیس به بغداد رفت و بعد به تهران بازگشت و محافظت نظامیه داراالخلافه را عهده دار شد. وزیر مختاری دربار دولتین فرانسه و انگلیس به وی سپرده شد و از راه استانبول عازم پاریس و لندن گردید و پس از هفت سال و انجام تحصیلات زبان فرانسه به تهران مراجعت کرد. او یک سال در تهران بود و پس از آن مامور سفارت استانبول شد. وی به تهران مراجعت کرد و به وزارت فواید عامه منصوب شد. امیر نظام در مسافرت اول ناصرالدین شاه به فرنگ التزام رکاب بود و پس از ان ماموریت های دیگری به عهده وی قرار گرفت که شایستگی خود را در آنها نشان داد. در اواخر صفر 1309 به تهران احضار و به حکمرانی ایالتی سمت پیشکاری مملکت آذر بایجان به خدمت محمد علی میرزا ولیعهد به آذربایجان رفت.
حسنعلی خان امیرنظام گروسی جزء معدود رجال خوشنام و درستکار و در عین حال پر نفوذ دوره قاجاریه به شمار می‌رود، که همواره مورد لطف و عنایت بی چون و چرای همگان از شاه گرفته تا پایین‌ترین رتبه‌های درباری و دولتی بوده است. امیر نظام 64 سال از عمر خویش را به طور مستمر در امورات مختلف سیاسی ـ نظامی و فرهنگی صرف خدمت به این سرزمین کرد، در حالی که در این دوره طولانی خدمت، او از بیان حقیقت هیچ باکی نداشته و کوچکترین خیانتی از او نسبت به حکومت مشاهده نشد. او فردی ملی‌گرا و در عین متجدد و اصلاح‌طلب و آشنا به فرهنگ نوین غرب بود. با وجود اینکه مدتی در اروپا زندگی کرد، اما هیچگاه ظواهر زیبای تمدن غرب او را فریب نداد و همچنان سنتهای ایرانی را در هر جایگاه و مکانی که بود حفظ می‌کرد.

نقش و جایگاه ادبیات کاربردی امیرنظام در وادی سیاست

امیرنظام در هر مقام و مقالی زبان و بیان و قلم خاص خود را دارد و با صراحت کلام و دقت نظر تمام، در عین تعجیل در دادن پاسخ نامه ها و یا بیان گزارشات سیاسی و نظامی رسمی، به تشریح حقایق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... زمان خود می پردازد. دوره او مصادف است با رقابت شدید دو امپراتوری شوروی و انگلیس در آسیا و اگرچه ناصرالدین شاه در مقطعی از حکومت خویش، به دلیل معاشرت با سیاستمداران لایقی چون امیرکبیر، امیرنظام و ... خواهان ترقی و پیشرفت ایران است اما به دلیل استبداد شدید وی به تبعیت از اسلاف خود و دخالت های بیگانگان و درباریان فاسد و ... او را در سال های آخر سلطنت مرد خسته ای می بینیم که از کارها طفره می رود و ایام خود را به سیر و سیاحت در فرنگ و گذراندن در حرمسرا و ... به سر می برد. در منشآت امیرنظام به گوشه هایی از این اوضاع و احوال سیاسی- اجتماعی- اقتصادی اشاراتی می رود.

توجه امیرنظام به علوم ادبی

علاقه امیرنظام به علوم ادبی را می توان در کلمه به کلمه و سطر به سطر نامه های وی مشاهده کرد. بخشی از اقدامات امیرنظام را در قالب توجه وافر به ادبیات می توان چنین خلاصه نمود:
پندنامه یحیویه که آن را در محرم سال 1270 قمری در سفر سلطانیه می نویسد و در واقع وصیت نامه ای است به فرزندش یحیی و مملو از روح ادب و ادبیات است و با خطی زیبا به رشته نگارش در آمده است. دستور به کتابت دیوان فرخی سیستانی توسط محمدخان سرهنگ افشار در سال 1304 قمری. کتابت دیوان منوچهری دامغانی که به دستور امیرنظام و توسط محمد صادق خان قاجار نوشته شده است. چاپ سنگی کلیله و دمنه بهرامشاهی به نفقه امیرنظام و به تصحیح حاجی میرزا محمد کاظم حسینی طباطبایی وکلیل الرعایای آذربایجان (ملقب به اعتضادالملک) و به خط میرزا باقر منشی تبریزی. گردآوری «منشآت فرهاد میرزا» (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار).

امیرنظام و ادیبان

ایرج میرزا از نوادگان فتحعلی شاه قاجار، شاعر توانای عصر قاجار و از دست پروردگان مکتب امیرنظام گروسی است. امیرنظام، ایرج را به چشم فرزند خویش می نگریست و تمام راهها را برای کسب کمال در برابر او گشود و در معرفی وی به اهل فضل و صاحبان دانش کوشید. همچنین به پایمردی امیرنظام بود که ایرج به لقب «فخرالشعرا» مفتخر شد. ایرج در خط تحریری مقلد امیرنظام و از شاگردان مکتب خطاطی وی است و در طبیعی گفتن و ساده شعر سرودن نیز از شیوه امیرنظام پیروی می کرد.
میرزا محمد صادق امیری (1335-1277 ق) معروف به ادیب الممالک فراهانی با امیرنظام گروسی ارتباطی قوی داشت. در زمانی که امیرنظام وزیر فواید عامه بود ادیب الممالک با وی آشنا شد و به مناسبت این آشنایی تخلص خود را از پروانه به «امیری» مبدل ساخت و با او به کرمانشاه رفت و در ایام پیشکاری امیرنظام در آذربایجان، همراه وی بود. قسمتی از قصیده ادیب الممالک را که در مدح امیرنظام در ساوجبلاغ سروده است به عنوان شاهدی بر علاقه وی به امیرنظام ذکر می کنیم:
بماند نام کسان از دو چیز جاویدان
یکی ز وسعت خاطر یکی ز لطف زبان
ز روی فخر خداوند ملک را که بود
«امیر» کل نظام و «نظام» ملک جهان
...
بنا به گفته ادیب الممالک، امیرنظام در عید غدیر خم سال 1310 ق از بیجار به قرمیسین آمد، تا کسانی را که بر ضیاءالدوله شورده بودند تنبیه کند که ادیب الممالک با خواندن ترجیع بندی خشم او را فرو نشاند و سبب شد امیر از جرم گناهکاران بگذرد. میرزا فتح خان شیبانی و نظام العلماء از دیگر شعرایی هستند که در مدح امیر نظام اشعاری سروده اند.
امیرنظام مورد توجه بسیاری از شخصیت های ادبی و سیاسی زمان خود بوده است. از جمله میرزا شکر الله سنندجی (فخرالکتاب) صاحب کتاب (تحفه ناصری) در مورد وی میگوید: امیر نظام شخصی نجیب و بسیار بزرگ منش و با وجود است. این امیر با تدبیر صاحب شمشیر، خودبینی و خود آرایی و تجمل و تکبر را بسیار مکروه می دانست  و در مورد او شعری نیز گفته بود:
کف جودش چو نیسان بود               محضرش بی گمان گلستان بود
امیر نظام خان مورد وصف اشخاص معتبری از جمله: بابا مردوخ روحانی مولف کتاب ارزشمند «تاریخ مشاهیر کردستان»، جرج کرزن وزیر امرخارجه آن زمان انگلستان، شیخ محمد مردوخ، عباس اقبال آشتیانی، دکتر محمد جعفر محجوب و... بوده است.
شاعران نیز توجه ویژه ای به امیرنظام داشته اند و در این میان به کسانی چون ایرج میرزا، امیر ممالک فراهانی و معینی کرمانشاهی اشاره کرد که در مدح وی اشعار سروده اند که در ادامه بخشی از شعر ایرج میرزا در وصف امیرنظام آمده است:
حسب مرد هنرمند به فضل است و ادب                    شکر ایزد که مرا فضل و ادب گشته حسب
مرد آن نیست که بر اصل و نصب فخر کند                   مرد آن است کز و معتبر آید منصب
چون امیرالامر صدر اجل میر نظام                               معدن دانش و کان هنر و بحر ادب
طلب دولت و عزت ننماید زیرا که                                 دولت و عزت او را بنماید طلب
ز رخش تابد مردی چو ستاره ز فلک                             ز کفش زاید رادی چو شراره ز لهب
دوستانت همه در نعمت و در عیش                            دشمنانت همه در محنت و در رنج و تعب
و...
امیرنظام علاوه بر مدیریت و اندیشه های خردمندانه، در سبک انشاء و شیوه خط مهارت داشت. خط شکسته وی در عین ملاحت یکی از استوار ترین خطوط تحریر است و درحالی که شکسته است رعایت اصول نستعلیق هم درآن رعایت شده است و از آن همه درهمی و پیچیدگی که دامن گیر این خط شده نجات پیدا کرد.
امیرنظام در کنار تدابیر سیاسی ـ نظامیش، شخصی صاحب ذوق، شعردوست، سخن‌شناس، ادیب، فاضل و از جمله نویسندگان چیره‌دست بود که در شیوه نگارش و انشاء خط روشی ابتکاری و منحصر به فرد به نام «شیوۀ امیرنظام» را برای خود برگزید. همچنین از وی دو اثر ارزنده ادبی به صورت مکتوب به نامهای منشآت و پندنامه یحیویه به جای مانده است که هر کدام نمونه‌ای از کمال و پختگی و شیوه نگارش او می‌باشد.
از امیرنظام اشعاری نیز به یادگار مانده است. یکی از اشعار بسیار زیبای امیرنظام گروسی جوابی است که به شعر معروف حافظ شیرازی داده است که در ادامه آمده است.
حافظ می گوید:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا
امیرنظام گروسی
در جواب حافظ می گوید:
اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را
بدو بخشم تن و جان و سرو پا را
جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی
نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
دکتر انوشه در جواب امیر نظام گروسی :
اگر آن مهررخ تهران بدست ارد دل ما را
به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن مه لقای ما که شور افکنده دنیا را
شایان ذکر است که در جواب این شعر حافظ، شاعران دیگری نیز اشعاری سروده اند و هنوز هم به این اشعار جوابهایی داده می شود و از قراین اینگونه پیداست که این قصه سر دراز دارد.
امیر نظام گروسی در پنجم رمضان 1317 ق در سن 81 سالگی دیده از جهان بست و بنا به وصیت خودش در باغ ماهان کرمان در جوار شاه نعمت الله ولی در مقبره ای که برای خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. نقل است که پس از مرگ به سفارش وی دوبیتی زیر را که از اشعار خودش بوده است بر سنگ قبرش حک کرده اند.
ای آنکه برنج بینوایی مرده  در حالت وصل از جدایی مرده
با این همه آب تشنه لب رفته به خاک  اندر سر گنج از گدایی مرده

منابع:

1- قیداری، زهرا، تعامل تاریخ و ادبیات در منشات امیرنظام گروسی، رشد آموزش تاریخ، دوره دوازدهم. شماره 3. بهار 1390
2- بسناس، مهری، زندگی نامه سیاسی اجتماعی حسنعلی خان امیرنظام گروسی، انتشارات آوای نور، چاپ اول، 1380
3- مریوانی، محمد، بیجار گروس در گذر زمان
4- سایت اینترنتی ویکی پدیا

 

 

صرفا جهت اطلاع عرض مي كنم

به سلامتی اونایی که ما رو همین جوری دوست دارن. وگرنه بهتر از ما رو که همه دوست دارن.



امروز صبح یه مشکل بانکی برام پیش اومده بود رفتم بانک، مسئولش کمتر از سه دقیقه کارم رو انجام داد. حس کردم زیادی زود تموم شده می خواستم بهش بگم خب از خودت بگو، دیگه چه خبرا؟!

با کسی که به جای مرسی می گه "میسی ی ی" باید در جا قطع رابطه کرد چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو "میسی ی ی" بهت می گه "چلااااا؟"


این کانون آموزشی کنکور دیگه کم مونده اینو تبلیغ کنه: به نام خدا مسی هستم بهترین بازیکن جهان، از سال سوم دبیرستان عضوکانون ... بودم!


وقتی دستشویی داری، هم سرعت اینترنت بالاتر می ره هم مطالبش جالب تر میشه!


پشت یه ماشین نوشته بود سبقت می گیری بگیر ولی دیگه قیافه نگیر!



جهان سوم جایی است که کنجد روی نان سنگک آپشن محسوب می شود.


طریقه معذرت خواهی خانوما: ببخشید، ولی تقصیر خودت بود.


قبلنا قهر کردن و کات کردن و اینا آسون تر بود. الان باید صد جا طرفو بلاک کنی (فیس بوک، توییتر، پلاس، وایبر،، وی چت، لاین ...) هفت خوان رستمه اصلا!

کلِ عمرمون دپرسیم ولی تو اعلامیه مون می زنن شادروان


نمک خوردی؟ نوش جونت نمکدون شکستی؟ دمت گرم ولی دیگه بقیشو رو زخممون نپاش دستت طلا!


فرق روزای خوب و بد زندگی اینه که روزای بد رو همون موقع می فهمی روزای بدن اما روزای خوبو نمی فهمی. بعدا که گذشت خاطره شد می فهمی روزای خوب بوده.

خواسته ها و آرزوهای من دارن لخت می گردن هنوز نتونستم بهشون جامه عمل بپوشونم!

من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتا به دست هام نگاه می کنم و فکر می کنم که می توانستم پیانیست بزرگی شوم یا یک چیز دیگر ولی دست هایم چه کار کرده اند؟ خارانده اند. چک نوشته اند. بند کفش بسته اند و غیره ... دست هایم را حرام کردم همینطور ذهنم را.

با فک و فامیل نشستیم اسم فامیل بازی کردیم دائیم برای میوه با "ی" نوشته یه کیلو خیار.


کاش مثل کارتونا گوشه چشم آدم های پلید برق می زد.


سقف آرزوهای ما کف آرزوهای دیگری است. دنیا به طور ناجوانمردانه ای آپارتمان است.

یه دوره ای اینقدر وضع خراب بود که به آی دی کالر می گفتن مزاحم یاب.



سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن
ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن...


ادم ها مثل عکس ها می مونند:
زیاد بزرگشون کنی ، کیفیتشون میاد پایین


خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم ... اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت: مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود!!


سلامتیه اونایی که ما رو همینجوری دوست دارن! وگرنه بهتر از مارو که همه دوست دارن...


احوال سگی من، نتیجه ی گربه صفتی بعضیهاست....


سر جلسه امتحان یکی از بچه ها به استاد گفت :
"استاد اگه میشه یه کمکی بکنید"
بعد استاد دست کرد تو جیبش، یه 200 تومانی در آورد، گذاشت رو دسته صندلی طرف و رفت.
دهن طرف باز مونده بود ما هم داشتیم می ترکیدیم از خنده!!


در رفاقت مراقب آدمهای تازه به دوران رسیده باش..
هرگز به دیواری که تازه رنگ شده تکیه نباید کرد


به سلامتیِ مورچه ها که هر کوفتی پیدا کنن رفیقاشون رو خبر میکنن!!



برای لبخند زدن نیازی به دلقک یا جوک نیست
برای لبخند زدن تنها فکری آسوده و دلی خوش لازم است
این همه شادی فقط برای جریان ساده آب

 

 

 

عکسی عجیب از یک عقاب در شکار یک ماهی

ماهی نگونبخت در چنگال عقاب

دانستني هاي جالب در زندگي

دانستني هاي جالب در زندگي

Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them?  
آيا ميدانستيد که آنهايي که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسي براي مراقبت نياز دارند

 

Did you know that the three most difficult things to say are:  

I love you, Sorry and help me  
آيا ميدانستيد که  سه جمله اي که بيان آنها از همه جملات سخت تر است  
دوستت دارم  متاسفم و به من کمک کن  
ميباشد

 

Did you know that those who dress in red are more confident in themselves?  
آيا ميدانستيد که کساني که قرمز ميپوشند از اعتماد بيشتري نسبت به خود بر خوردارند

 

Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty?  
آيا ميدانستيدکه کساني که زرد ميپوشند از زيبايي خود لذت ميبرند

 

Did you know that those who dress in black, are those who want to be unnoticed and need your help and understanding?  
و آيا ميدانستيد که کساني که لباس مشکي به تن ميکنند نميخواهند مورد توجه قرار گيرند ولي به کمک و درک شما نياز دارند

 

Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds?  
آيا ميدانستيد که زماني که به کسي کمک ميکنيد اثر آن دوبار به سوي شما بر ميگردد

 

Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face?  
و آيا ميدانستيد که نوشتن احساسات بسيار آسانتر از رودرو بيان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسي بيشتر است

 

 

 

Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted?  
آيا ميدانستيد که اگر چيزي رابا ايمان از خداوند بخواهيد به شما عطا خواهد شد

 

Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do.    
آيا ميدانستيد که شما ميتوانيد به روياهايتان جامه عمل بپوشانيد روياهايي مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهيد و اگر واقعا اين موضوع را ميدانستيد از آنچه قادر به انجامش بوديد متعجب ميشديد

 

But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold.  
اما به آنچه من به شما ميگويم ايمان نياوريد تا زمانيکه خودتان آنها را امتحان کنيد اگر شما بدانيد که کسي نياز به چيزي دارد که من گفتم و بدانيد که ميتوانيد به او کمک کنيد متوجه خواهيد شد که آن چيز دوبار به سوي شما باز خواهد گشت

 

Today, the ball of FRIENDSHIP is in your court, send this to those who truly are your friends (including me if I am one). Also, do not feel bad if no one sends this back to you in the end, you'll find out that you'll get to keep the ball for other people want more ..  
امروز توپ دوستي درزمين شماست آن را براي کساني که به واقع دوستان شما هستند بفرستيد (مانند من اگر يکي از آنها ميباشم) همچنين ناراحت نشويد اگر کسي آن رابراي شما بازپس نفرستاد شما خواهيد فهميد که بايد اين توپ را براي کساني  که به آن نیاز بیشتری دارند نگهداری کنيد

زیبا ترین غار آهکی جهان در غرب ایران( غار کتله خور)

غاری است خشکی -آبی، واقع در استان زنجان، شهرستان خدابنده و در ۸۰ کیلومتری جنوب قیدار و ۱۷۳ کیلومتری شمال همدان و ۴۱۰ کیلومتری تهران و ۵ کیلومتری شهر کوچک گرماب واقع است. در بعضی ازمناطق غربی ایران به کوههای کم ارتفاع کتله می‌گویند و احتمالاً وجه تسمیه غار نیز به همین علت باشد که غار در یکی از این کوهها قرارگرفته‌است و خورشید از پشت آن طلوع می‌کند و بجای کتله خورشید به آن کتله خور گویند.
 

غار آهکی کتله خور


غار کتله خور قبل از سال ۱۳۰۰ خورشیدی کشف شده‌است و در سال ۱۳۳۰ توسط شخصی به نام جمالی زنجانی به ثبت رسیده‌است.
حدود سال ۱۳۴۳ خورشیدی کوهنوردان به علت طولانی بودن دهلیز ورودی و کوتاه‌بودن سقف آن و مشکلات عبور و مرور و فقدان جاذبه‌های، غارسنگی بی‌اهمیت جلوه شد ولی در سال ۱۳۶۵ گروهی مجهز از غارنوردان زبده همدان بازدید مفصلی از غار انجام دادند و توانستند شکل‌گیری این غار را به دوران ژوراسیک مربوط دارند. (یعنی بیش از ۱۲۰ میلیون سال قبل)
ساختمان در زیر کوه‌کتله خور قرار گرفته و از پائین دست دهانه آن رودشور که از شعبات فرعی قزل‌اوزن است جاری می‌شود غار درمنطقه مستطیلی شکلی به ابعاد ۲۰۰۰×۱۵۰۰ متر به‌وجود آمده‌است در محل یاد شده عملکرد هوازدگی مکانیکی و نیروهای درونی به کمک یکدیگر تعدادی ترک یا گسل متقاطع را در محدوده داخلی این فضا به وجود آورده و به دلیل فراهم شدن سایر شرایط، فرآیند غار زایشی شروع شده‌است. دهانه غار در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و اختلاف ارتفاع آن با ارتفاع چشمه‌ای که آبهای فرورو حاصل از ریزش جوی غار را خارج می‌کند و به رود شور می‌ریزد، ۵۰ متر است.
ورودی غار یک دهلیز ۴۰۰۰ متری بوده با سقفی کوتاه و فاقد غار سنگ و چند دهلیز فرعی، پس از دهلیز فرعی یک دالان وسیع ۹۵۰ متری با سربالایی‌هایی به ارتفاع ۲ متر و گودالهای خشک قرار دارد که با دوشاخه ۵۰ متری ادامه پیدا می‌کند و پس از عبور از یک سربالایی به تالار وسیعی پوشیده از چکنده و چکیده و ستون می‌رسد. در داخل تالار کوچک بلورین، که به تالار ستونها چسبیده چاهی به عمق ۸ متر قرار دارد که احتمالاً محل خروج آبهای فرورو سازنده غار است.
در حال حاضر این غار به سه بخش فرهنگی، تفریحی و ورزشی تقسیم شده‌است بخش ورزشی آن تنها مورد استفادة غارنوردان و صخره‌نوردان قرار می‌گیرد، حدود ۴ کیلومتر است که البته هنوز انتهای آن کشف نشده‌است. بخش تفریحی غار نیز که جهت بازدید عموم مورد استفاده قرار می‌گیرد حدود ۲ کیلومتر مسیر مستقیم است که گفته می‌شود این مسیر تنها ۳/۱ کل غار است. بخش فرهنگی غار نیز در بخش جنوبی آن قرار دارد قسمت اصلی آن دالانی است طبیعی که جهت برگزاری مراسم مختلف مورداستفاده قرار می‌گیرد البته این دالان هیچگونه راه خروجی به بیرون نداشته و راه خروجی آن به صورت مصنوعی کنده شده اما خود دالان تماماً طبیعی بوده‌است.

 

غار کتله خور

غار آهکی کتله خور

«زریوار» نگین غرب کشور

دریاچه‌ای به شیرینی آب‌های جهان/ «زریوار» نگین غرب کشور

تالاب زریوار یکی از تالاب‌های باارزش غرب ایران و از قطب‌های گردشگری کشور است که هر ساله پذیرای شمار زیادی از گردشگران داخلی و خارجی از اقصی نقاط جهان است·          

·          مریوان با برخورداری از مناطق جنگلی، مرز رسمی باشماق، دریاچه زریوار، روحیه شاد و مهمان‌پذیر مردم و به دلیل همجواری با منطقه طبیعت‌گردی اورامان به یکی از نقاط مورد هدف گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شده است.

اگر تا به حال دریاچه زریبار که خارج از استان کردستان با نام زریوار مشهور است، ندیده‌اید، کافی است یک بار به مریوان و ساحل این دریاچه زیبا بروید.

دریاچه زریبار تا مرکز استان کردستان 135 کیلومتر و از شهر مریوان کمتر از 3 کیلومتر راه است، این دریاچه در ارتفاع یک‌هزار و 285 متری از سطح دریا قرار گرفته و طولش حداکثر 5 کیلومتر و عرض آن حداکثر 1.5 کیلومتر است.

گونه‌‌های متعددی از ماهیان بومی مانند سیاه‌ماهی خالدار، سیاه‌ماهی معمولی، عروس ماهی، سس ماهی، شاکولی و گامبوزیا در این دریاچه زیست می‌کنند؛ گونه‌ای مار ماهی و گونه‌ای شنگ از جانوران شاخص تالاب محسوب می‌شوند.

دریاچه زریوار به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارزش آن و بر اساس مصوبه هیئت دولت، اکنون در مراحل قرار گرفتن در فهرست تالاب‌های بین‌المللی (کنوانسیون رامسر) است.

تالاب زریوار یکی از تالاب‌های با ارزش غرب ایران و از قطب‌های گردشگری کشور محسوب می‌شود.

همچنین تالاب به دلیل مهاجرت فصلی تعدادی از پرندگان به عنوان یک اکوسیستم آبی مهم در چرخه حیات منطقه اهمیت داشته و به مثابه یک نگین زیبا، دارای توان بالقوه‌ای از نظر اکوتوریسم محسوب می‌شود.

در حقیقت افرادی که در سفر به کردستان و شهرستان مریوان از دریاچه زیبای زریوار دیدن کرده‌اند، هر ساله به بهانه‌ای برای دیدن دوباره زریوار به مریوان سفر می‌کنند و از زیبایی دریاچه و طبیعت جنگلی آن لذت می‌برند.

نیزارهای دریاچه نیز محل امنی برای زیست گونه‌های جانوری شده است به طوری که در حال حاضر حجم آب زریوار 30 میلیون مترمکعب و عمق متوسط آن 3 متر است که در برخی نقاط تا هشت متر هم می‌رسد. آب دریاچه شیرین بوده و از جوشش چشمه‌هایی تأمین می‌شود و هیچ رودخانه‌ای به زریوار نمی‌ریزد.

این اکوسیستم زیبا با مساحتی در حدود 3 هزار هکتار ترکیبی از آب، نیزار و حیات وحش در میان کوه‌های جنگلی و سر به فلک‌کشیده محصور شده است به نوعی که چشم‌انداز آن را رویایی کرده و جاذب هر رهگذری است.

آب دریاچه زریوار اغلب سبز مایل به قهوه‌ای کم‌رنگ است، زریوار در همه فصول سال حتی در روزهای سرد زمستان نیز زیبا است.

سطح دریاچه در روزهای سرد زمستان کاملا یخ می‌بندد به گونه‌ای که می توان به راحتی بر روی آن موتورسواری کرد.

دریاچه زریوار  بیش از دو میلیون سال است که حیات و آبادانی را به مریوان بخشیده است، قصه‌های زیادی در مورد پیدایش این دریاچه در بین مردم استان به ویژه حاشیه‌نشیان زریوار وجود دارد که معروف‌ترین آنان دفن‌شدن شهری در زیر این دریاچه است.

 

 

 

دریاچه زریوار نگین غرب کشور

 

 

گروه کوهنوردی

 

فتح قله ۴۸۵۰ متری علم کوه مازندران دومین قله بزرگ ایران

فتح قله ۳۳۵۰ متری پراو در استام کرمانشاه در تاریخ ۲۰/۰۸/۱۳۹۰

 

گروه کوهنوردی کارمندان روستای قمرالی

گروه کوهنوردی کارمندان روستای قمرالی

پسته کوهی (بنه)

تشکیل وبلاگ

عزیزان سلام

دوستان عزیزی که به وب اینجانب مراجعه می کنید ضمن تشکر به اطلاعتون می رسانم که این وبلاگ تازه راه اندازی شده و هدف از تشکیل آن شناساندن آثار تاریخی فرهنگی ُ هنری و سیاسی ایل کلهر  و شهر گیلانغرب و روستاهای همجوارو همچنین معرفی  جاذبه های غرب کشور به علاقمندان به این مرز و بوم می باشد . از آنجایی کهاین وب دارای نواقص زیادی میباشد .انشالله با کمک شما دوستان عزیز کیفیت بهتری پیدا خواهد کرد. لطفا مارا با نظرات ارزشمند خود یاری بفرمایید.

با تشکر

 روستاهاي شهرستان گيلانغرب

                                                    روستاهاي شهرستان گيلانغرب

 

: دهستان چله

یل شیرزادی - - کلاه داز سفلی - چشمه مورینه قمرالي -- تازه آباد بطی - وارگه سفلی - چشمه پهن رشید - زینل خان - کلاه دراز علیا-کلاه دراز وسطی-کلاه دراز سفلی - هوشیار چله - اکبر جعفر - تازه آباد صید علی - چشمه نظامی - سنگ چین صالح - چشمه پهن فریدون - کاسه کران - عبدالعزیز - سراب - سنگ کرمو شیرزادی - چشمه پهن علیشاه - بان میدان عبدالله - پشته سماوات - تازه آباد حیدربیگی - وارگه علیا - چشمه سنگی روتوند - چشمه کبود - چشمه گلینه - خیرویس - دربند خیزان - زاغه علی کرم - بشیر آباد بطی - طایفه شاعران - کولسوند - طایفه همت حسن پور - طایفه حضرت سلیمان - کلاه دراز وسطی - میرزا آباد - طایفه شیرزادی

حومه:پشته مهدی قلی خان - پلکین - جابر سفلی - کله پای قاسم - گاومخل ایوانی - گورسفید - مرجان بابا مراد - مرجان قیطول - مرجان گمار - میرابه - میر صفی - دارتوت صیادی - مودراز حسین - به آباد صالح - بینه گرد - دندانه - کله جوب علیا - گاو میش چران عرب - گرازان سفلی - گرازان علیا - گراویان سفلی - کله جوب علیا دو - دار بلوط - علیخان آباد - آوزین فریدون - به آباد قباسیان - پشت تنگ کورک - تپه میر حسن - توران شهر - سر تیتان - سیاه گل - شیخ سرخ الدین سفلی - شیخ سرخ الدین علیا - علیرضا وندی - قاسم آباد - کله جوب اسفندیاری - کله جوب سفلی - دارتوت رحیم - محمدرضا کیانی - مناف آباد - رویبان بزرگ - رویبان کوچک - کله جوب کرمی - علی آباد - محمد کسانی نژاد

دهستان ویژنان:باوندمکر - پشته کبود علی میرزا - سرحال شیرزادی - قروتگ - قشقه - قیلان - درویش - گزین - مورت سبز - میر میراب علیا - میه مز - نیان - چم سورک وسطی - پنجعلی - داربید حسین علی - داربید علی اکبر - داربید نظر علی - سرپلک یوسفی - شاوگه - سیاه سیاه - آهنگران - سیروله - میان راه - میر میراب سفلی - چم سورک سفلی - چم سورک علیا - گل خیرک علیا - مورت هادی - فالوشن - گل خیرک سفلی

گواور:بیگ رضایی - سید محمدی - باسکله چشمه سفید - باسکله در انبار - طایفه رجب - لته چقا صیادیان - میرمنگان علیا - طایفه قوچی - کلک - ژاومرگ علیا - چشمه غلامی - چشمه حاجگه جعفری - داربادام - صالحگه - قلعه رمن - کرکول کسان - تولگ - چشمه بطال - چشمه عیسی - شیخ جبرئیل - درگه - باسکله بورویم - باسکله وسط - چشمه جادر - گرماب محمدرضاوندی - میرمنگان سفلی - وارگه - هفت چشمه جهانشاه - چشمه سفید وسین - انجیر در میان - بره گینه - چال سیاه - چشمه خانی - زرور - پیکوله - میان رود - باقری - سید نازه - شیرزادی - طایفه خیدان - علیرضا وندی - ژاومرگ محمد مراد - ژاومرگ سفلی - احمد کشته داربادام - باسکله خان میرزا - بهرام بیگ - باپیر سفلی - چشمه سفید روتوند - سراب قنبر - کمره - چشمه حاجگه شیرزادی

دهستان دیره:بطیار احمد - چمن گلین - شهرک جوب باغان - گلوزی - میان رود - نجار گلین - نساردیره - افشار آباد - امامقلی - انجاورود - تنگ لانه بان صفر نیازی - جویباغان سفلی - جویباغان علیا - دارابی - داروند1 - داروند2 - داروند3 - سنگ در میان سفلی - سنگ در میان علیا - شاهمار - شنقال خالدی - شیشه راه - نسار دیره سفلی - گلوزی داود - علیجان - شلین - گلین اله مراد

دهستان حیدریه : بهرام وند - کل کش - سوخور کرمی - سوخور مروتی - قلی قلی - قیطول - سوخور نامدار عبدی - سوخور شهباز شیری - سوخور کهزاد - کاظم خانی سفلی - کاظم خانی علیا - محمدی سفلی - محمدی علیا - بابا رستم - سوخور خوش اقبال - سوخور شهباز نجفی - سوخور علی محمد گل محمدی - سوخور نامدار میرزاپور - سوخور رشید - سوخور الهی - سوخور حاجی مراد

 

ایل کلهردر استان قزوین و کرمانشاه

ایل کلهردر استان کرمانشاه

راولینسون در کتاب گذر از ذهاب می نویسد :کلهر اگراز قدیمی ترین طایفه های ایل کردستان نباشد.به عنوان یکی از قدیمی ترین طوایف شناخته شده است .ایل کلهر از 000/20خانوار تشکیل شده که نصف انها در نقاط مختلف ایران پراکنده و بقیه هنوزدر اقامتگاههای قدیمی در حوالی زاگروس به سر می برند:کلهرکرماشان به دو شعبه بزرگ شاهبازی و منصوری که اولی در حدود18000خانوار و دومی در حدود2000خانوار است تقسیم می شوند کلهری های شاهبازی منطقه وسیعی را از ما هی دشت در نزدیکی کرماشان تا مندلی در مرز عثمانی (که فعلا جز عراق است)در اختیار دارندو منصوریهادر منطقه گیلان غرب سر حد لرستان که از ناحیه هموار کرتفعی به نام (چلیه)میگذرد ایوان و اقامتگاه رئیس طایفه منصوری به شمار می رود و روستای کوچی است .

راولینسون که حدود154سال پیش از گیلانغرب عبورکرده ومهمان خان کلهر بوده است مطالبی به شرح زیر نوشته است:کمی دورتر از گیلانغرب با خان کلهر ملاقات کردم به چادر او که کاملا به سبک ایلیاتی برپاشده و پیراموناو وبستگانش ان را احاطه کرده بودند وارد شدم .کلهرهای منجیل وسیاه پوش قزوین مشتق ازاین طایفه می باشند. یکی از هفت طایفه ای که در قم جزء زندیه است طایفه کلهر می باشد اصل طایفه کلهر در اطراف کرماشان هستند خلاصه همینطور معلوم مباشد که اصل طایفه کلهر از ایلات معتبراست که انها را از شیراز به قم کوچانیده اند و روسای ایل کلهر مرادخان کلهر عباس خان قبادیانی امیر مخصوص سلمانخان امیر نظام رئیس کل عشایر کلهر هستند.کلهر یکی ار ایلهای بزرگ و مشهور استان کرماشان است.که پیرامون شهرستان اسلام ابد غرب و سرپل ذهاب (دهستان قلعه شاهین )زندگی میکنند در قدیم وقلاع واستحکامات مهمی داشته است ولی در نتیجه جنگهای بسیارخصوصا حمله اعراب و شکست ایرانیان ان استحکامات وقلاع با خاک یکسان شده و امروزه درهر گوشه ان اثاری از پایه ها واجرها و ساروج این قلاع به نظر می اید .در سرپل ذهاب در سینه کوه تصویرهای برجسته ای است که جنبه باستانی دارد. ذهاب سابقا یکی از ده پادشاه نشین تابع بغداد بو تا اینکه در سال 1806م1185ش محمد علی میرزاحاکم کرماشان ان را ضمیمه ایران نمود سرپل ذهاب دارای اب و هوای منسبتا گرمسیری می باشد و در قسمت علیای ان در پاتاق وقلعه شاهین هوا معتدل است .ایل کلهر از بزرگترین و رشید ترین ایلهای غرب کشور می باشد که همیشه در طول تاریخ ایران زمین مطرح بوده است راولینسون در سفرنامه خود ضمن توصیف شهر ذهاب اشاره ای به ایل کلهر نموده و مینویسد معمولا شهر ذهاب رابه طوری اشتباه با شهر حلوان یکی از هشت شهرباستانی جهان که محل سرپل ذهاب قرار داشته یکی دانسته اند شهر حلوان که در 12کیلومتری ذهاب وبر شاهراه بغدادکرماشان واقع بود همان شهر کالح و یا حلح محل تبعید اسرائیلیان است. بازمانده سنت یهودیان در این منطقه فراوان است. اگر امکان این فرض وجود داشته باشد که تا این زمان اثاری از خصوصیات اسرای ساماردیه باقی مانده باشد در این صورت شاید بتوان کلهر را به عنوان اعقاب انها در نظر گرفت.این پندار که کلهر ها از زمانهای باستان تا کنون در نواحی زاگروس سکونت داشته و عنوان کلح (کالح) را در اسم خود نگاه داشته اند چندان دور از واقعیت نیست کلهر ها خود را از نسل رحام و یا نبوکد نصر فاتح یهودیان می دانند که احتمالا این یک افسانه مبهم و مربوط به اصل خود انهاست . در بین انها بسیاری از اسامی یهودی وجود دارد و چهره انها نیز مبنی براین واقعیت است که انها ازبازماندگان اسرائیلیان می باشند . از ابتدای ساطنت شاه طهماسباول(1576م1524_955_903ش)تاریخ نویسان ضمن سخن از حاکم کردان کلهر مینویسند کوچ نشسنان کلهر بین کرماشان و مرز ایران ساکن بوده اند گویا درابتدای امر نفوذ دولت ایران در انان اندک بوده است ضمن وقایع سال(1544م923ش)ماخذچنین میگوید که گروهی برای تنبیه عشایر کلهر که همواره یاغی بودند فرستاده شد ما فقط در زمان شاه اسمائیل دوم (1577م965ش)است که به وضوح با نام حاکم کرماشان بر میخوریم در این مورد خاص مانند ادوار بعدی از کرماشان اغلب به نام سنقر و دینور یاد می شود .عشایر کلهر در زمان حکومت صفوی نواحی بین ماهی دشت و مندلی را اشغال کرده اند و در ان بستر می برند در این زمان به سه شعبه تقسیم می شدند ایلخانی این ایل نیز همانند پازوکی وبادربار صفوی ارتباط نزدکی داشته اند و همیشه پانصدتن یا((ساقی)) را اماده و ظاهرا حاکم ایل کلهر دارای موقعیت مستقی بوده است.ابولحسن گلستانه مولف کتاب مجمل التواریخ تالیف سال 1196هجری و قمری 1782میلادی دوباره به دستور کریم خان زند به ایل کلهر و زنگه مبنی بر محاصر نمودن قلعه کرماشان می نویسد. یعد از شکست خوردن علیمردان خان بختیاری که کریم خان فتحباب شد اراده کرده که یکی از خوانین زندیه را با لشکر بجهت محاصره قلعه کرماشان بفرستاد که رسیدن محمد حسن خان قاجار مانع لشکر شده امر محاصره را بر ذمه فرقه زنگنه و کلهر که دو ایل عظیم اند و محل سکنای ایشان در بلوکات و محلات کرماشان و شرکت و هر دو فرقه از هشتاد هزار خانوار متجاوز و ذکورا و اناثا از اهل قلعه ناخوش و استقبال و انها را به غب و بهانه جو بودند نومد سرداران و هر دو فرقه محاصره نمودن قلعه را از خدمت کریم خان متعهد شده و بر ذمه خود گرفتند. میرزا خانلرخان اعتصام الملککه در عهد ناصرالدین شاه قاجار در بین سالهای 1284_1285ه ق به غرب کشور مسافرت کرده است ضمن توصیف شهر کرماشان درباره عشایر کلهر می کوید :امرای طوایف کلهر خالی از اختلال نبود بسیاری از طوایف ان ایل را به واسط بستگی انها به محمد حسن خان حاکم سابق ان ایل چاپیده بود و افواها مذکور بود که به قدر سی هزار تومان اموال ان طوایف را به غرت برده اند و عشری از ان عاید خودمصطفی قلیخانی نشده به واسطه این حرکت جمعی کثیر از ان ایل به اطراف .و جوانب متفرق شده بودند و بسیاری به نواحی کرند و ذهاب یه ملک نیازخان سرهنگ و حاکم کرند پناهنده بودند که هنگام عبور از نواحی این خانه زاد بعضی از انها را ملاقات نمود و از حالشان مستحضر شد. اوزن اوین وضع کلهر را در سال 1907-196میلادی 1286-1285شمسی چندین توصیف می نماید :ایل کلهر حالت عشیره ای خود را به شکل ابتدایی اش هنو.ز حفظ کرده ولی روسای موروثی انان جای خود را به کدخداهای داده اند که از جانب ایلخانی انتخاب می شوند ایلخانی کنونی دادود خان کلهر مقلب به سهام الملک سابقا کدخدای ساده ای بود. او موفق شد رئیس و ایلخانی سابق را از سمت خود خلع و اورا به اتفاق طایفه اش روزانهاقامت در کرماشان کند (سردسیر و گرمسیر)سرزمین ایل کلهر از شما و شمال غربی به بخش سرپل ذهاب و دهستانهای قلعه شاهین و به شیوه تابع همان بخش از جنوب به ایلام و از مغرب و جنوب غربی به بخش سومار و شهرستان قصر شیرین و بخش گیلان غرب و شهرستان اسلام اباد از مشرق و جنوب شرقی به ماهی دشت و هرسم شهرستان اسلام اباد غرب محدود می شود مردم ایل کلهر زمستان در خانه ای روستای و تابستان در مراتع سبز و خرم پیرامونن روستاهای خود زیر سیاپ چادر یا کولا به سر می برند .

نظام ایل کلهر

ایل کلهر از تعدادی تیره و هر تیره از تعدادی خانوار تشکیل می گردد در این ایل خانوار های یک تیره همه منسوب به یک اصل و از یک دودمان اند و خویشاوندی ایت ایل اهمیت بسیاری دارد.

روسای ایل کلهر

مردمی جنگ جو سلحشور و آزاده اند و در سواری و تیر اندازی مهارت خاصی دارند بلوشر المانی میگوید کلهر ها در جنگ با همسایگان خود تاکتیکی متفاوت داشته اند که مختصر تفاوتی با تاکتیک اروپایی داشته اینها در جبهه ای وسیع با بر کسیدن فریاد های چنگی و همه تفنگهای خود را شلیک می کردند تا در لحظه بعد باز چهار نعل خود را عقب بکشند و آنگاه در نقطه ای پوشش داشت و درنگ می کردند تا آنجا نتیجه آتش خود را ارزیابی کنند .. سرپرستی در ایل کلهر به روشی است که از پدر به پسر ارشد می رسد و روسای کلهر در گذشته علاوه بر سواران و تفنگ چیان ایل گروهی سوار شخصی داشته اند که میان انان مردان رشیدی نامی بسیار بوده و در تمامی جنگهای کلهر و طوایف مجاور بر علیه قوای دولتهای متجاوز بیگانه شرکت کرده اند

اقتصاد ایل کلهر

مردم ایل کلهر در املاک خود پیرامون روستای محل سکونت انان است به کشاورزی میپردازند و محصولات زارعی انان گندم جو برنج و غیره است ایشان علاوه بر کشاورزی به نگه داری دام اشتغال دارند و ازاین راه هم امرار معاش می نمایند و عهدشاه طهماسب اول به سال936ه برابر با1529م ذوالفقاربیک امیر محل کلهر که از بزرگترین ایلات کشور بود شورید و بغداد و سراسر عراق عرب را تصرف کرد علیرغم لشکرکشی شاه طهماسب کلهرهمواره یاغی بودند وکردستان تنها در عهد شاه عباس اول سرکوب ایل مکری_1052-1028ه) جکومت ایل کلهر به کاکم سقز و کرماشان که ایل زنگنه بود سپرده شد و در قرن دهم هجری 16میلادی کردستان در جکومت خاندان شیعی و کردان اردلان بود و از ایلات کروس کلهر و مکری گویا یک چهارم جمعیت شیعه بودنند و روسای ایل پازوکی در دربار صفوی از اهمیت برخوردار بودند.

ضمن تشکر از آزاد کرمانشاهی

تاریخچه ایل کلهر در تحقیقات دانشگاه هاروارد امریکا

تاریخچه ایل کلهر در تحقیقات دانشگاه هاروارد امریکا

ایل کلهر بر اساس تحقیقات چند سالۀ معتبرترین دانشگاه آمریکا (هاروارد) بزرگترین ایل کُرد در کردستان است که در طول تاریخ نقش مهمی در تحولات کردستان، ایران و عثمانی داشته است. اگر کردستان ایران را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کنیم. و حدود آن را در نواحی کامیاران در نظر بگیریم مسکن اولیۀ ایل کلهر همراه با گوران بزرگ در نواحی مرز بین این دو منطقه یعنی نواحی دامنه های شاهو ، قلعۀ پلنگان و دیگر نواحی این منطقه حضور داشته اند و در کردستان عراق نیز به طور سنتی در اطراف شهر زور، خانقین، کلار و دیگر نواحی گرمسیری جنوب کردستان عراق حضور داشته اند، پس طی یک سری حوادث و اتفاقات به جنوب شاهراه کرماشان – خانقین نقل مکان کرده و ساکن شده اند و مرکز اصلی ایل، امروز در این جا می باشد. ولی طوایف کلهر امروزه در تمام کردستان ایران و عراق به طور پراکنده و گاه متمرکز در تمام شهرهای کُردنشین ایران و عراق از جمله سقز، بوکان، مهاباد، ارومیه، ماکو، سنندج، ایلام، مهران و در عراق در سلیمانیه، کرکوک، کلار، حلبچه، نواحی گرمیان زندگی می کنند. اکنون قسمت اعظم ایل در استان کرماشان ساکن است.

حال با ذکر این نکته که مناطق کلهر نشین « گیلانغرب، اسلام آباد، ایوانغرب، بخش هایی از سرپل زهاب، سومار ، نفت شهر، ماهیدشت، برخی نواحی کرماشان، قصر شیرین» بخشی از مناطق کلهر زبان است که از بیجار در شمال تا مهران در جنوب و در شرق از کرماشان ماهیدشت تا خانقین در غرب را شامل می شود. زبان ایل کلهر کُردی با گویش کلهری است که گویش مستقلی می باشد که جزو هیچ کدام از گویش های لکی یا سورانی یا هورامی نمی باشد و خود به لهجه های تقسیم می شود. ایل کلهر در طول تاریخ خود مورد بغض و کینه ی کُردستیزان قرار گرفته است که می توان اقدامات مغرضانه را علیه ایل در سه دسته مورد بررسی قرار داد:

1-   اقدامات سیاسی : تجزیه ایل کلهر و تبعید طوایف مختلف آن که از زمان ترکمنان و صفویه شروع شده و تا زمان قاجار ادامه داشته و طوایف زیادی از این ایل به نواحی خارج از کردستان از جمله قزوین، قم، سیستان، کرمان، شمال خراسان، تایباد، نواحی شمالی افغانستان، خوزستان، فارس، لرستان، گیلان، مازندران، گرگان و ... تبعید شده اند. 

2-   اقدامات نظامی : که بارها و بارها توسط ارتش ایران و عثمانی مورد هجوم قرار گرفته و حکومت های خودمختار و مستقل مانند (حکومت ذوالفقار خان کلهر در بغداد در زمان صفویه) سرنگون شده و از بین رفته است.

3-   تبعید و کشتن بزرگان ایل مانند کشته شدن ذوالفقار خان ... یا تبعید چند ساله و زندانی شدن بزرگان مانند زندانی شدن منصور خان یا عباس خان که باعث فروپاشی قدرت ایل در زمان های خاصی شده است.

از طوایف مهم این ایل میتوان به طوایف زیر اشاره کرد:

که رگا(که ریا)- خالدی- شیانی- سیاسیا(سیه سیه)- روتون(رته وه ن)- کاظم خانی- تکش(ته که ش)- خمان(خه مان)- کله پا(که پا)- قوچمی- هارون آبادی- منصوری کله چوب(مه نسوری که ج)- الوندی(ئه لونی)- شوان0 ماهیدشتی(مایه شتی)- بداغ بیگی- زینل خانی- شاهینی و ...

 

منبع : ندای جامعه

 

وجه تسمیه : ایل کلهر از بزرگترین ایلات کُرد ایران است که از آغاز تشکیل حکومت و تمدن در کوهپایه های  زاگرس سکونت داشته اند.

کلهر: این واژه را بصورت "کلهور" و "کلهر" نوشته اند و اهالی کلر(با فتح کاف و کسر لام) تلفظ می کنند. را ولینسین معتقد است : مسکن ایل کلهر همان شهر آشوری "کالح" است که تا امروز این واژه را حفظ کرده و در سیر تطور خود به صورت کلهر در آمده است.

معمرین هوشمند ایل اینگونه توجیه می کنند که چون در مراسم باستانی چون نوروز و سده و مهرگان جوانان این ایل در دستگاه سلاطین ساسانی مأمور بر افروختن آتش بر فراز صخره های صعب العبور زاگرس بوده اند و واژه "کل" در زبان کُردی به معنی صخره گاه است "ور" کردی فعل امر (بر) است و صفت مرکب "کل ور" به این سبب بر ایل اطلاق شده است . ضمناً آهوی نر را در فصل مستی و بی باکی که با هر خیزش چند صخره سخت راه را پشت سر می گذارد ، نیز"کل" می گویند و اکراد منطقه هر هیئت زیبا و متناسب و شایسته ای را به کل تشبیه می نمایند که تمام این خصوصیات در افراد ایل کلهر نسبتاً وجود دارد. 

با تشکر از  نشریه الکترونیک سرپل ذهاب 

 

بز کوهی که توسط شکارچیان روستا منقرض شدند

بهار قمرالی

بهار قمرالی

بهار قمرالی

طبیعت قمرالی

درخت ارجن در فصل بهار

پاییز قمرالی

همراه با چوپانان روستا در فصل پاییز

طبیعت قمرالی بهار 91